مقدمه :

در جوامع کنونی با توجه به رشد چشمگیر سازمان ها و نهاد های مختلف و تعدد و تنوع وظایف و مسئولیت ها ، ضرورت هماهنگ کردن منابع انسانی و مالی ، به منظور نیل به اهداف مورد نظر با حداکثر کارایی ، توجه بیش از پیش به علم – یا به تعبیری هنر مدیریت را ایجاب می کند .

 

افراد با تجربه ای ، که از مفاهیم و نظریه ها و اصول مدیریت ، شناختی اساسی دارند ، می توانند مدیریت هر نوع سازمانی را ، صرف نظر از محیط آن به عهده بگیرند .

 

اگر این مسئله حقیقت دارد پس چرا باید به طور جداگانه درباره مدیریت کتابخانه به بحث پرداخت ؟

پاسخ این است که کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی ترکیبی از ویژگی ها و وظایفی هستند که آنها را از هر سازمان دیگر متمایز می سازد .

بی گمان کتابخانه نیز همچون سازمانها و موسسه های دیگر، به منزله نهادی که در عصر انفجار دانش بیشترین بار رسالت سنگین اطلاع  رسانی را به دوش می کشند ، از دانش مدیریت بی نیاز نیست .

آنچه در این مقاله مد نظر است
کشف رابطه میان این ویژگی ها و وظایف با  
نظریه ها ، اصول و شیوه های اساسی مدیریت است .

« موفقترین کتابدارن کسانی هستند که دانش مدیریت را با علاقه واقعی به مردم و نیازهای آنان درآمیزند»  جی ادوارد اوانز 

 

اصول مدیریتی :

 

امروزه تاریخچه مدیریت علمی را از زمان تیلور می دانند

تیلور که به پدر مدیریت علمی مشهور است اصول مدیریتی خود را به چهار دسته تقسیم می کند :

 

کشف اصول علمی انجام کار حقیقی
 اصل انتخاب علمی کارگر ماهر
 اصل پاداش و کنترل
 اصل تشریک مساعی طبقه کارگر و طبقه مدیریت

چندی پس از تیلور کار وی توسط ” هنری فایول “ ادامه یافت . فایول بر اساس مکتب روند مدیریت این تئوری را تکمیل کرد و اصولی برای آن تدوین نمود که عبارتند از :
1. برنامه ریزی
2. سازماندهی
3. هدایت
4. هماهنگی
5. کنترل

این اصول به زیر مجموعه بازتری تقسیم می شود که به اصول چهارده گانه فایول معروف بوده و عبارتند از :
1. اصل تقسیم کار
2. اصل اختیار و مسئولیت
3. اصل انضباط
4. اصل وحدت فرماندهی
5. اصل وحدت رویه
6. اصل برتری سود همگانی بر سود فردی
7. اصل حقوق و مزایا
8. اصل تمرکز یا عدم تمرکز
9. اصل سلسله مراتب
10. اصل ترتیب
11. اصل تساوی و انصاف
12. اصل ثبات و پایداری
13. اصل ابتکار
14. اصل روحیه همکاری

 

غیرانتفاعی بودن :

مفاهیم مهمی در این واقعیت نهفته است ، اما دو مفهوم که بیشترین اهمیت را دارد عبارتست از :

1. منابع مالی مورد استفاده برای اداره یک سازمان غیر انتفاعی معمولا از تخصیص سالانه پولهایی حاصل می شود که از منابع خارج از سازمان ( مانند کمکهای بلاعوض سرپرست، هدایا، بودجه های تخصیص داده شده از طرف دولت ، و کمکهای افراد نیکوکار) تامین می شود.
2. وجود این تصور که اکثر سازمان های غیر انتفاعی  بیشتر دولتی هستند تا خصوصی ( تعداد زیادی از آنها یا موسسات دولتی هستند و یا آنکه به طور کلی از سرمایه دولت استفاده می کنند ) و از این رو در برابر موشکافیهای مردم ، آسیب پذیرند .

 

 

نوع خدمات و گرایش آموزشی :
تا همین سالهای اخیر ، اصل اساسی کتابداری آن بوده که خدمات کتابخانه رایگان است .
امروزه با تغییر وضع اقتصادی جهان ، با توجه به برخی انواع خدمات برای برخی از طبقات مراجعه کننده ، این مفهوم مورد سوال قرار گرفته است . شاید به مرور زمان لازم باشد کتابخانه ها خدمات را در ازای دریافت وجهی انجام دهند .
این امر موجب خواهد شد که کتابخانه به بخش انتفاعی نزدیکتر شود ، اما تا آن زمان بیشتر کتابخانه ها و کتابداران می کوشند بهترین خدمات رایگان ممکن را با توجه به سطح منابع مالی کتابخانه ارائه دهند .

     1. رعایت مدیریت علمی یعنی مدیریتی که در تمام مراکز اجرایی و اداری اعمال می شود و امروزه در محافل و مراکز آموزشی و دانشگاهی در حال تدریس است و هر مدیر اجرایی از جمله کتابخانه ، باید آنها را بداند و اجرا کند .
2. مدیریت کتابخانه  که عبارتست از فعالیت های اداری از قبیل عضوگیری ، آماده سازی کتاب ، مخزن داری ، طبقه بندی ، تعمیر و مرمت کتب ، تهیه منابع و ماخذ ، شناخت آنها و شناخت نیاز مراجعین و خلاصه تمام عواملی که سبب می شود جامعه کتابخوان از کتاب استفاده کند .

 

اکنون اصول مدیریت فایول را به عنوان پارامتر اول شرح داده و سپس انعکاس آن را در مدیریت کتابخانه به عنوان پارامتر دوم ، به همراه چند نمونه ارائه خواهیم داد .

 

اصل تقسیم کار : ( تخصص گرایی)

 

گماردن کارمندان به مشاغلی که دامنه نسبتا محدود تری دارند ، بهترین کار است . به این ترتیب آنها می توانند مهارت زیادی در کار خود کسب کنند و این امر کارآیی سازمان را بالا می برد . به علاوه مقام مافوق بر کارها نظارت می کند ، زیرا هر کس فقط دامنه محدودی از کارها را بر عهده دارد . از آنجا که تقسیم کار برای کارآیی حائز اهمیت است تنها سوال واقعی این است که تقسیم کار چگونه صورت گیرد .
در یک کتابخانه این کار را بر حسب نوع خدمت یا نوع مواد کتابخانه می توان انجام داد .
صرف نظر از روش ، آنچه اهمیت دارد ، توجه به جهت و اهداف یک واحد سازمانی است .

اصل اختیار و مسئولیت   :

   اختیار قدرتی است که فرد به لحاظ مقام و سمت معینی دارا می باشد و ممکن است تمام یا قسمتی از آن توسط یک مدیر به معاونش تفویض شود . برای انجام عمل داشتن اختیار باید با مسئولیت همراه باشد . وقتی یک مدیر قسمتی از اختیاراتش را برای فعالیت معینی به دیگری تفویض می کند دیگر خود او دارای آن اختیار نیست ، ولی مسئولیت بین هر دو مشترک خواهد بود . از همین روی مدیر یا رئیس یک کتابخانه مسئول  تمام اعمالی است که در کتابخانه او انجام می پزیرد .

انضباط :

   انضباط نباید به ایجاد یک محیط خوشونت امیز و تحمیل زور و فشار تعبیر شود ، بلکه قراری است بین آمر و مامور برای اطاعت و مشورت و احترام متقابل . انضباط باید شامل عالیترین و پایینترین مقامها ، هر دو باشد . نه آنکه تنها گروه پایین را در نظر بگیرد .بهترین راه برای ایجاد انضباط و حفظ آن رهبری درست و مدبرانه است که در آن تشویق و تنبیه ، پاداش و جریمه هر دو عملی گردد .

وحدت فرماندهی :

  یک شخص فقط باید از یک فرد مافوق دستور بگیرد و در برابر همان فرد مسئول باشد . مثلا اگر مدیر یک کتابخانه دانشگاهی به معاون بخش نشریات که زیر نظر رئیس این بخش انجام وظیفه می کند دستور بدهد یا از او بازخواهی کند اصل وحدت فرماندهی  را نادیده گرفته است . مدیر کتابخانه هر دستوری که بخواهد به قسمت نشریات بدهد باید از طریق رئیس این بخش باشد .

اصل وحدت رهبری :

   برای همه اعمالی که یک هدف واحد دارند باید یک مدیر و یک برنامه باشد . وحدت مدیریت مربوط به نظم صحیح سازمان می شود و حال آنکه وحدت فرماندهی  بستگی به ارتباط کار صحیح افراد با یکدیگر دارد .

اصل برتری سود همگانی بر سود فردی :

اصل حقوق و مزایا :

حقوق ها باید عادلانه باشد و افزایش حقوق یا پاداش باسد متناسب با کار و فعالیت کارمند باشد تا انگیزه ای برای دیگران در پیشرفت کارشان به وجود آید .

اصل تمرکز یا عدم تمرکز :

تمرکز در مدیریت ممکن است در سطوح گوناگون به کار رود . در یک کتابخانه دانشگاهی عاقلانه نیست که مسئله سفارش کتاب عدم تمرکز داشته باشد و هر بخش امور گرد آوری را به طور مستقل انجام دهد.

اصل سلسه مراتب :

سلسه مراتب ، یک رشته ارتباط از پایین به بالا یا از بالا به پایین است . هر مرحله یا هر سمت در هر سطح تابع مرحله بالاتر است .

اصل نظم :

میان واحدهای مختلف ، در حالتی معقول و منطقی ، باید روابطی ایجاد شود تا این واحدها بتوانند به طور هماهنگ با یکدیگر کار کنند .

اصل تساوی و انصاف :

رفتار برابر با همه کارمندان از اصول نخستین مدیریت است .

اصول ثبات و پایداری :

تغییر پی در پی کارمندان اجرای امور ادرای را کند و گاه دشوار می کند .

اصل ابتکار :

ابتکار درهمه سطوح باید مورد تشویق قرار گیرد ، و از کارمندان خواسته شود طرحها و اندیشه های جدید را به افراد مافوق ارائه دهند .

اصل روحیه همکاری :

فایول احساس می کرد که همه سازمانهای موفق تنها زمانی باقی می مانند که احساس همکاری در میان گروه حاکم شود . 

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان ۱۳۹۱ساعت ۵:۲۸ ب.ظ  توسط یاسر مستانی یزد  |